علی فتحی ،کارشناس ارشد مطالعات منطقه ای
تاثیر سیاست قدرت های بزرگ بر خشونت های قومی و مذهبی در عراق
بیان مسئله :
عراق با 31 میلیون نفر جمعیت دارای از جمله کشورهایی است که از ترکیب جمعیتی
نامتجانس برخوردار است ، جمعیت عمده این
کشور را اعراب با 75 تا 80 درصد وکردها با
15 تا 20 درصد تشکیل مید ند البته نژاد هائی دیگری مانند آشوریان، ترکمن ها نیز
درعراق سکونت دارند. به لحاظ مذهبی نیز حدود70% شیعه و30 % اهل سنت می باشند ، در ضمن درصد کمی از جمعیت
عراق را نیز سایر مذاهب غیر اسلامی تشکیل می دهند. پیشینه تاریخی عراق به عنوان یک
واحد سیاسی مستق در عرصه بین الملل به کمتر از یک قرن ( پایان جنگ جهانی اول) بر میگردد . بررسی تاریخ عراق نشان می دهدکه سیاست گذاری های انگلستان در شکل
گیری این کشور وسیاست های امریکا و انگلیس در استقرار دولت های متعدد در عراق تاثیر گذار بوده است ، این کشورها با مدیریت نمودن
زمینه های واگرائی های موجود در عراق که عمده ترین آنها اختلافات
مذهبی و زبانی است ، سعی نموده اند اهداف سیاسی خود را پیاده نمایند .
این نوشتار دنبال است بررسی نماید که امریکا
و انگلیس چه تاثیری بر افزایش خشونت های قومی و مذهبی درعراق داشته و دارد .
سوال اصلی : سیاست های
خاورمیانه ای امریکا چه تاثیری بر خشونتهای قومی، مذهبی در عراق داشته است؟
فرضیه : سیاست گذاری
قدرت ها در عراق با هدف بهره
برداری از واگرائی های موجود ، خشونت ها را در این کشور تشدید و تعمیق
نموده است .
کلید واژه : قومیت ،
مذهب ، عراق ، شیعه، سنی ، کرد ها .
مفاهیم
نظری قومیت و نژاد :
از نظر آنتونی اسمیت
، « قوم عبارت است از یک جمعیت انسانی مشخص با یک افسانه اجدادی واحد ، خاطرات و عناصرفرهنگی
همگون که به یک وطن پیوند دارند و دارای احساس و منافع مشترک هستند .
جامعه شناسان، برای تبیین
همبستگی و بحران های قومی عمدتاً بر جنبه های ساختاری جامعه، انحصار موقعیت های عمده
اجتماعی توسط اعضای یک گروه، توزیع نابرابر و غیرعادلانه فرصت ها و تبعیض اجتماعی تأکید
نموده اند، اما نظریه پردازان حوزه علوم سیاسی ، بیشتر بر نقش نخبگان و رهبران فکری
و قومی در ایجاد همبستگی تأکید داشته و میزان مشارکت قومیت ها در قدرت و پذیرش مشروعیت
سیاسی قوم مسلط و علایق قومی در تشکیل دولت ملی را از جمله متغیرهای موجده همبستگی
و مسائل قومی می دانند. جغرافی گرایان نیز قلمرو جغرافیای سیاسی را که هر قوم در آن
به سر می برند و میزان امکاناتی که آن قلمرو برای اعلام موجودیت دراختیار اقوام قرار
می دهد( مانند شکل هندسی کشور، ناهمواری ها، ارتفاعات و عوارض طبیعی ) که مانع برقراری
ارتباطات میان بخش های مختلف کشور می گردد و همچنین تفاوت های محیطی و تأثیر آنها بر
همبستگی ملی را مدنظر قرار می دهند.
ریشه منازعه های قومی ، مذهبی در خاورمیانه :
یکی از چالش های عمده منطقه خاورمیانه که از ابتدای شکل گیری کشورهای مانند عراق ، سوریه ، لبنان ، اردن ، و
عربستان ( بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی
) منطقه را در التهاب نگه داشته ، در گیری های قومی و مذهبی است . وجود
گروه های قومی و مذهبی فی نفسه مشکل ایجاد نمی کند ، بلکه مبارزات آنها برای حق تعیین
سرنوشت و استقلال باعث بی ثباتی می شود . واژه
ی قومیت در خاورمیانه با درگیری ها وتنش های داخلی کشورها پیوند خورده . بعضی بر
این باورند که منازعات قومی نتیجه ی سیاست های استعماری قدرت ها ی فرامنطقه ای بوده
، چرا که استعمارگران بدون توجه به عامل قومیت ، مرزکشور های جدید منطقه را تعیین کرده
اند و گروه های مختلف و متعارض را به زور زیر یک پرچم گرد آورده اند و این نوع
سیاست گذاری باعث شده که حقوق بسیاری از گرو ه های قومی و اقلیت ها در کشور هایی مانند عراق ،همواره
نقض شود .
البته همه ی حکومت
ها منطقه در صدد بوده اند تا به نوعی مشکلات
هویتی ایجاد شده در واحد های سرزمینی خود را به عنوان پیامد اصلی نفوذ قدرت های خارجی
مدیریت یا حل کنند ودر این راستا به شیو ه های گوناگونی از استراتژی تهاجمی، جذب ،
استحاله و حتی تصفیه نژادی و کشتار دسته جمعی متوسل شده اند . علی ایحال درگیری ها ی قومی درمنطقه خاورمیانه
به واقعیتی انکار ناپذیر در زندگی مردم منطقه تبدیل شده است . هرچند که اکثر نظام های
سیاسی منطقه به دنبال مخفی نگه داشتن مشکلات قومی خود هستند، اما واقعیت این است
که جنگ های قومی ، مذهبی طولانی در خاورمیانه بیش از هر نوع درگیری دیگری باعث رنج
و عذاب مردم شده و بخش عظیمی از مهاجرت های جهان را به خود اختصاص داده است .
ریشه یابی تاریخ
منازعات منطقه نشان می دهد که موجودیت ملت ها و دولت های ملی همواره از دو سو به چالش
کشیده شده ، الف : از ناحیه تهدیدات خارجی کشورهای دیگر که با اهرم
قومیت به دنبال نفوذ و استیلای قدرت خود هستند ب : ازناحیة
بیدار شدن نیروها و هویت های خرد و در تعارض
قرار گرفتن این هویت ها با هویت کلان ملی . این نیروها باطرح تقاضاهای سیاسی، اجتماعی
و فرهنگی جدید دولت های ملی را با مشکلات عدیده ای مواجه ساخته اند.
نتیجة هر دوی اینها آسیب پذیر شدن فرهنگ، هویت و
همبستگی ملی بوده است ،که در جای خود در کارکردها و وظایف سنتی دولت های ملی در حفظ همبستگی و تمامیت ارضی کشورها
تغییراتی را پدید آورده است وجدی تر شدن نحوة مدیریت تفاوت ها و تمایزات فرهنگی در
درون جامعة ملی از پیامدهای آن بوده است . این مسئله آنچنان اهمیت دارد که ترس از تسری
منازعات قومی ازیک کشور به کشور دیگر سبب تلاش های میانجی گرانه بین المللی در جهت
کاستن از این تعارضات میان طر فهای درگیر در سطح بی المللی شده است .
تاریخ
سیاسی عراق :
عراق تا قبل از تأسیس
امپراتوری عثمانی، بخشی از ایران به شمار می رفت ، پس از آن چند بار بین طرفین، ردّ
و بدل شد تا اینکه در سال 1638 میلادی (1048 ه.ق) از ایران جدا گردید و تا آغاز جنگ
جهانی اول، بخشی از امپراتوری عثمانی را تشکیل می داد. پس از پایان جنگ جهانی اول که
عثمانی، تجزیه شد، یکی از کشورهایی که
توسط انگلستان تشکل شد عراق بود ، پس از شکل گیری عراق ، جامعه ملل با واگذاری
سرپرستی عراق به انگلستان، به سلطه بریتانیا بر این سرزمین شکل قانونی داد. انگلیسی
ها نیز با تشکیل کنفرانسی در سال 1921 م در مصر ، امیر فیصل، پسر شریف حسین، را به عنوان
پادشاه عراق منصوب کردند. و ایشان تا سال 1933 م بر عراق حکومت کرد. ملک فیصل در سال
1922 م قراردادی با دولت انگلستان امضا کرد که به موجب آن، عراق تحت سرپرستی و حمایت
انگلستان باقی می ماند. در سال 1930 م قرارداد دیگری بین عراق و انگلستان به امضا رسید
که نوعی استقلال در امور داخلی به دولت عراق می داد؛ اما سیاست خارجی و دفاعی عراق
را همچنان دولت انگلستان اداره می کرد. اگرچه عراق در سال 1932 م به عضویت جامعه ملل درآمد و ظاهرا مستقل شد،
با این حال همچنان قراردادهای سابق دولت انگلستان با عراق به قوت خود باقی بودو
این کشور نفوذ خود را در عراق حفظ کرده بود.
از همان ابتدای انتشار
قرار داد بین عراق و بریتانیا مبنی بر ماهیت رژیم تحت الحمایگی فیصل، موجی از احساسات
ضداستعماری در عراق برانگیخته شد و هنگامی که ملک فیصل درصدد تشکیل کابینه جدید و برگزاری
انتخابات عمومی برای مجلس مؤسسان و تصویب قرارداد مزبور بود، این مخالفت ها بالا گرفت
و ندای ضدیت با آن بار دیگر از شهرهای مقدس شیعه برخاست. از این اعتراض ها و کوشش ها
برمی آمد که یک قیام استقلال طلبی دیگری در عراق در شُرف تکوین است که لبه تیز آن متوجه
انگلستان بود . لذا مقامات انگلیسی کوشیدند با توسل به تبلیغات، این جنبش را مهار نمایند
و حتی به اعمال خشونت متوسل گردیدند .
از بین علمای شیعه
،آیة اللّه سید ابوالحسن اصفهانی ، میرزای
نائینی ، شیخ مهدی خالصی و سید حسن صدر،
پرچمدار مبازره علیه استیلای انگلستان بر عراق بودند که اقدامات آنها با
مقاومت دولت وقت عراق و انگلیس قرار گرفت و آنها مجبور به مهاجرت های اجباری از
عراق به ایران و سرزمین حجاز شدند .
پس از مرگ فیصل ، پیمان بغداد بنیان گذاشته شد و مذاکرات
با شرکت نفت انگلیس برای بهره برداری از نفت عراق آغاز شد و این شروع دوره ای نوین
از حضور انگلیس با هدف بهره برداری از منابع عراق بود که خود به منشائی برای برخی
از منازعات در عراق تبدیل شد .
سیستم پادشاهی در
عراق ادامه داشت تااینکه در سال 1958 نظام پادشاهی سرنگون شده و پس از دو دهه کودتاهای خونین، در سال 1968 م ،حزب بعث ،که از سوی اقلیتی از
اعراب سنی مذهب عراق نمایندگی می شد، قدرت
را به دست گرفت . این حزب افکار ناسیونالیستی عربی داشت ، تقسیمات و مرزهای موجود
در میان اعراب را ناشی از عملکرد استعمارگران با هدف تجزیه ی ملت واحد عربی دانسته
و معتقد بود جهت دستیابی به وحدت عربی، تمامی این مرزها باید از بین برود .
از این تاریخ به
بعد با توجه به ضعف بریتانیا ، آرام آرام
عراق شاهد حضور امریکا و سیاست های این کشور در درون مرزهایش است، نمونه
بارز اجرای سیاست های امریکا توسط دولت مردان عراق حمله این کشور به ایران در سال
1979 میلادی بود که منجر به آسیب جدی هر
دو کشورگردید ، اسناد افشا شده نشان می
دهد که نفوذ این دولت ها در سیستم حکومتی عراق عامل اصلی تشویق این کشور برای حمله
به ایران بوده است . پس از اتمام جنگ این
رژیم کویت را اشغال کرد که به دلیل هم پیمانی کویت با امریکا منجر به تغییر سیاست
این کشور در قبال عراق و حمله آمریکا در سال 2001 به این کشور و سرنگونی و ایجاد
حکومتی با حضور تمام اقلیت های مذهبی و قومی در عراق گردید .
عراق به دلایل گوناگون، منجمله موقعیت استراتژیک و ذخایر فراوان نفت، از
ابتدای شکل گیری به عنوان یک واحد مستقل در عرصه بین الملل ، تا کنون مورد توجه قدرت های بزرگ بوده است و مجموعه این
عوامل باعث شده عراق در سیاست گذاری های
قدرت های بزرگ ، در خاورمیانه جایگاهی ویژه داشته باشد ، نکته قابل توجه این است که تنوع و عدم تجانس قومی ، مذهبی
پتانسیل مساعدی بوده که دراجرا و موفقیت سیاست های این کشور ها در عراق بسیار
تاثیر گذار بوده است .
جایگاه
قومیت ها و مذاهب عراق در سیاست گذاری های خاورمیانه ای انگلیس و
امریکا
الف : کردهای عراق
از همان آغاز شکل گیری عراق به
عنوان کشوری واحد ، مسئله کردها اهمیتی اساسی می یابد، حتی ملک فیصل معتقد بود که
انگلیسی ها از ابتدا در کنار اقدام برای تأسیس کشور عربی مستقل ، بر آن بوده اند
با قرار دادن بخشی از محدوده سکونت کردها در حوزه عراق جدید از این قوم به عنوان
اهرمی علیه اعراب استفاده کنند. این مطلب که
از کتاب جنبش ملی کرد نوشته کریس کوچرا نقل شده ، به خوبی، ترکیب نامتجانس سیاسی،
قومی و مذهبی عراق را از آغاز شکل گیری نشان می دهد؛ ترکیب نامتجانسی که تا به
حال، منازعات بی پایانی را در عراق پدید آورده است. سلطه اقلیت سنی عرب بر عراق ،
همیشه مخالفت اکثریت جمعیت شیعه عراق و اقلیت کرد شمال عراق را در پی داشته است.
کردها جنجالی ترین
اقلیت عراق به شمار می روند که از زمان تجزیه امپراتوری عثمانی ، با حکومت مرکزی
عراق به کشاکش و مبارزه پرداخته اند. شیخ محمود برزنجی یکی از نخستین و معروف ترین
رهبران کرد عراق است که با سلطه انگلیسی ها و ملک فیصل به مخالفت و مبارزه برخاست
. وی تا سال 1931، به مبارزه ادامه داد، ولی سرانجام به اجبار خود را تسلیم کرد.
تنش ها و درگیری
های فعالان ناسیونالیست کرد با دولت عراق، بعد از استقلال صوری عراق از انگلستان
نیز هم چنان ادامه یافت، شاید بتوان ملامصطفی بارزانی را معروف ترین شخصیت کرد
عراق دانست که حتی در جمهوری خودمختار کردستان ایران نیز ایفای نقش کرد . وی رهبر
قبیله معروف بارزان در شمال عراق بودکه بعد از تأسیس حزب دموکرات کردستان عراق در
سال 1946 و مسافرت اجباری به اتحاد شوروی سابق، به شهرت رسید.
مبازرات کردها در
دوران تسلط حزب بعث بر عراق تشدید شد و درگیری های خونینی را به دنبال داشت ، البته
روابط کردها درابتدا با حزب بعث مناسب بود ولی عدم پذیرش اعطای حقوق محلی و
خودمختاری به کردها از جانبی حزب بعث ، به تدریج اختلافات دو طرف را تشدید کرد. هم
زمان با این امر، تشدید اختلافات تهران و بغداد زمینه را برای ورود ایران به
اختلافات میان کردها و دولت مرکزی عراق هموار کرد. بدین ترتیب، کردها توانستند با
دریافت کمک های تسلیحاتی از ایران ضربات سنگینی را بر ارتش عراق وارد آورند، اما
این موفقیت ها، تنها تا زمان توافق ایران و عراق در موافقت نامه 1975 ادامه یافت. پس از قطع کمک های ایران به ملا مصطفی بارزانی،
ارتش عراق توانست اقلیت کرد را سرکوب کند. بدین ترتیب، کردهای عراق شکست سنگین
دیگری را متحمل شدند. بعد از این وقایع، بارزانی به امریکا رفت و سال های آخر عمر
خود را در آن جا گذراند تا این که در سال 1979، چند ماه بعد از پیروزی انقلاب
اسلامی ایران، درگذشت. وی در مصاحبه ای که با اوریانا فالاچی، روزنامه نگار معروف
ایتالیایی، انجام داده بود، بزرگ ترین اشتباه خود را اعتماد به شاه ایران و
کیسینجر عنوان کرد؛ زیرا، وی تمام تعهدات خود را در مقابل شاه انجام شده می دانست.
پس از فروپاشی
حرکت ناسیونالیستی کرد به رهبری ملا مصطفی بارزانی در سال 1975، بازماندگان این
حرکت در دو حزب جداگانه به فعالیت سیاسی - نظامی ادامه دادند. بخشی از بازماندگان
حرکت ملا مصطفی تحت رهبری پسر وی، (مسعود بارزانی) مبارزات مسلحانه خود را با نام
حزب دموکرات کردستان عراق به شکل محدودی آغاز کردند. افراد این حزب بیشتر تحت نفوذ
قبیله بارزان بودند، اما گروه دیگر به رهبری جلال طالبانی اتحادیه میهنی کردستان
عراق را تشکیل دادند.
سیر تحولات در
کردستان عراق با وقوع انقلاب اسلامی ایران و وقوع جنگ عراق علیه ایران به مرحله
جدیدی وارد شد، به ویژه جنگ ایران و عراق برای جنبش ناسیونالیست کرد عراق این فرصت
را فراهم آورد که بعد از شکست جنبش در 1975، مجدداً، خود را بازیابد و با استفاده
از حمایت های جمهوری اسلامی ایران ضربات سنگینی را بر ارتش عراق وارد آورد.
تا نیمه اول سال
1988، کردها بخش وسیعی از مناطق کوهستانی کردستان را در اختیار گرفته بودند و به
آسانی می توانستند علیه ارتش عراق اقدام به عملیات کنند، اما فشارهای منطقه ای و
بین المللی بر ایران و پیروزی های عراق در جبهه های جنگ (علیه ایران) وقایع تلخی
را برای کردها به دنبال داشت که پیش درآمد آن، استفاده ارتش عراق از سلاح های
شیمیایی علیه شهر کردنشین حلبچه در شمال عراق بود؛ اقدامی که سکوت قدرت های بزرگ
بین المللی را به همراه داشت و به کشته شدن بیش از پنج هزار نفر از مردم حلبچه
منجر شد.
پایان جنگ ایران و
عراق ، به ارتش عراق فرصت داد تا تصفیه
حساب تاریخی خود را با کردها انجام دهد. در پی این اقدام، میلیون ها نفر از مردم
کردستان عراق به سوی مناطق کوهستانی و مرزهای ایران و ترکیه گریختند، به قتل
رسیدند یا به جنوب عراق تبعید شدند. بدین ترتیب، تمامی پایگاه ها و مناطق تحت تصرف
کردها سقوط کرد.
حمله صدام به کویت
و در نهایت حمله یک جانبه امریکا به عراق فرصت جدیدی را برای کردها ایجاد کرد و باعث شده این قوم علاوه بر حضور در مناصب دولت
ملی عراق ، به خودمختاری هائی نیز در حوزه شمال عراق دست یابند .
ترکمن
های عراق :
حضور جمعیتی از
ترک های ساکن در عراق که از آنها به عنوان ترکمن ها یاد می شود، به دستاویزی برای
دولت ترکیه تبدیل شده است تا برای حمایت از ترکمن ها، در مسائل مرتبط به شمال
عراق، با دست بازتری عمل کند و موضعگیری های صریحی را از خود نشان دهد.
پس از اشغال عراق
توسط امریکا ،ترکمن های عراقی با حمایت ترکیه بار دیگر فعالیت های خود را البته
بیشتر در زمینه های فرهنگی و سیاسی آغاز کردند. در سال 1994، با حمایت ترکیه
نخستین مدرسه ترکمن زبان در شهر اربیل افتتاح شد و در حال حاضر، ده ها مدرسه ترکمن
زبان در شهرهای ترکمن نشین عراق فعال هستند. از آن سال تاکنون، بیش از هفتصد
آموزگار ترکمن از ترکیه به عراق اعزام شده
اند. افزون بر این، همه ساله ده ها دانشجوی ترکمن نیز در دانشگاه های ترکیه
پذیرفته می شوند و پس از پایان تحصیلات، به عراق بازمی گردند. در حال حاضر، ترکمن
های عراق فرستنده های رادیویی و تلویزیونی مستقلی دارند که بیشتر، تحت حمایت ترکیه
اداره می شود.
ترکیه به عنوان
حامی اصلی ترکمن های عراق ، بعد از بحران خلیج فارس، همواره سعی کرده است که در
جریانات عراق، از این برگ برنده استفاده کند. برای نخستین بار در سال 1994، در
دوران نخست وزیری تانسو چیللر در ترکیه، ترکمن های عراقی همراه با نمایندگان گروه
های کرد عراقی درباره ساختار شمال عراق با نمایندگان امریکا و انگلیس به مذاکره
پرداختند. آنها از ترکیب اعضای ملی عراق نیز ناراضی هستند و تعداد اعضای ترکمن در
کنگره ملی عراق را با جمعیت ترکمن های عراقی، متناسب ارزیابی نمی کنند. در همایشی
که در اکتبر سال 2002 با عنوان عراق و دموکراسی در شهر آوانوس ترکیه برگزار شد،
بار دیگر، اختلاف نظر بین گروه های ترکمن عراقی و کردها درباره آینده سیاسی عراق
خودنمایی کرد. در این همایش، ماهر نقیب، نماینده ترکمن های عراقی، گفت: ترکمن ها
خواهان حفظ تمامیت ارضی عراق و حفظ روابط نزدیک خود با ترکیه هستند و از حقوق خود
در شهرهای موصل، کرکوک و اربیل صرف نظر نخواهند کرد. وی با اعلام این که شهرهای
یاد شده از یک هزار سال پیش ترکمن نشین بوده اند، گفت: ترکمن های عراق هیچ گونه
تغییری را در ساختار این شهرها قبول نخواهند کرد.
شیعیان
عراق :
جمعیت شیعیان عراق
که حدود 70% از کل جمعیت آن کشور را تشکیل
می دهند، از زمان انتخاب فیصل سنی مذهب به عنوان پادشاه عراق در سال 1920 از سوی
انگلیس، همیشه از قدرت بر کنار بوده اند و با توجه به این که نسبت به بقیه جمعیت
عراق، اعم از سنی های عرب و غیره ، اکثریت مطلق را در اختیار داشته اند، به دلیل
بر کنار بودن از قدرت سیاسی در عراق به اکثریت خاموش متصف شده و همیشه از وضع
موجود ناراضی بوده اند.
بعد از روی کار
آمدن بعثی ها در سال 1968، با توجه به گرایش های ضدمذهبی آنان، سرکوب شیعیان عراق
شدت یافت و بسیاری از شیعیان ایرانی الاصل از عراق اخراج شدند. هم چنین، به دنبال
وقوع انقلاب اسلامی ایران، رژیم بعثی عراق که خطر وقوع انقلاب اسلامی مشابه ایران
را در عراق احساس کرده بود، به سرکوب، شکنجه و اعدام فعالان سیاسی شیعه عراق از
جمله آیت اللّه حکیم و آیت اللّه صدر اقدام کرد. طی جنگ ایران و عراق نیز، سرکوب
شیعیان عراقی هم چنان ادامه یافت. در مقابل این اقدامات سرکوبگرانه، گروه های
معارض شیعه نیز به تشکیل نیروهای چریکی نظامی اقدام کردند که از آن جمله می توان
به لشکر بدر و مجلس اعلای انقلاب اسلامی اشاره کرد که در کنار نیروهای ایرانی، به
جنگ علیه ارتش بعثی عراق پرداختند .
در سال 1988، جنگ
تحمیلی عراق علیه ایران پایان یافت و رژیم بعثی فرصت و نیروی کافی به دست آورد تا
به سرکوب گروه های کرد و شیعه اقدام کند. در سال 1991، شیعیان جنوب عراق با
استفاده از جنگ متحدان به رهبری امریکا علیه عراق ، دست به قیام زدند و بیشتر
شهرهای شیعه نشین عراق را تصرف کردند، اما امریکا، عربستان و کشورهای سنی عرب که(
با توجه به اکثریت جمعیت شیعه عراق) از تشکیل حکومتی شیعی مشابه ایران در این کشور
نگران بودند، از قیام مردم شیعه در جنوب و کردها در شمال حمایت نکردند و با توقف
در مرزهای جنوب عراق، از پیشروی به سوی بغداد خودداری کردند. ارتش عراق که به
دنبال آتش بس با نیروهای امریکایی، از زیر فشار حملات هوایی و زمینی آن رهایی
یافته بود، مجدداً خود را سازماندهی کرد و با حملات گسترده توپخانه و نیروهای
پیاده به شهرهای تحت کنترل مردم شیعه، وحشیانه قیام مردمی را سرکوب کرد. در نتیجه
این اقدام، صدها هزار نفر از مردم شیعه عراق آواره و به ایران پناهنده شدند. رژیم
بعثی عراق برای درهم شکستن مقاومت گروه های مردمی که به شکل چریکی ادامه می یافت،
اقدام به خشک کردن باتلاق ها و نیزارهای جنوب عراق و سوزاندن آنها کرد تا با
دسترسی آسان تر نیروهای نظامی عراق بدین مناطق، مناطق مختلف جنوب عراق را از وجود
نیروهای نظامی شیعی پاکسازی کند.
تحولات بعد از 11
سپتامبر 2001، این فرصت را در اختیار مخالفان رژیم صدام حسین قرار داد تا در
مبارزه علیه قدرت استبدادی حاکم بر بغداد از حمایت امریکا نیز بهره مند شوند. بدین
ترتیب، شیعیان عراق به عنوان اصلی ترین گروه تشکیل دهنده جمعیت این کشور به همراه
کردها مورد توجه امریکا قرار گرفتند؛ بنابراین، در کنفرانس های متعددی که در سال
2002، از سوی امریکا در واشنگتن، بروکسل و لندن برای متحد کردن گروه های مخالف
رژیم عراق برگزار شد، از شیعیان عراق و گروه های متعلق به آنان اعم از گروه های
مذهبی و لیبرال نیز دعوت به عمل آمد؛ زیرا، شیعیان عراق، به ویژه مجلس اعلای
انقلاب اسلامی به همراه کردهای عراق، تنها گروه های عراقی بودند که تشکیلاتی نظامی
منظم و آماده ای داشتند ومی توانستند علیه ارتش عراق وارد عمل شوند.
با توجه به این که
جامعه عراق شکاف های متنوع اجتماعی اعم از قومی، مذهبی، قبیله ای و جغرافیایی دارد
و از تجربه فرهنگ سیاسی دموکراتیک نیز بی بهره است، امریکا در اجلاس لندن، برای
کاستن از دشواری های عراق بعد از صدام حسین کوشید تا نمایندگان تمامی گروه ها و
احزاب مخالف عراقی را در لندن گرد هم آورد تا پایگاه نظام سیاسی حکومت آینده عراق
را گسترده تر کند و از این طریق، هم حمایت افکار عمومی داخل را به دست آورد و هم
از شدت مخالفت افکار عمومی جهان عرب نسبت به حمله به عراق بکاهد. علی ایحال
سرنگونی صدام و اشغال عراق باعث شد که شیعیان به عنوان اکثریت همیشه محروم ،
جایگاه جدیدی را در نظام سیاسی عراق بدست
آورند .
جریان های
مذهبی عراق و مواضع آنها
الف:
جریانات شیعی
در مجموع،
سه گروه عمده شیعه به علاوه آیت الله «سیدعلی سیستانی» در عراق فعالیت دارند که به
دلیل قدرت و قابلیت نفوذشان، در تحولات از جایگاه خاصی برخوردار هستند. این سه گروه
به قرار زیر هستند:
1- جریان صدر : رهبر این جریان ، سیدمتقدا صدر، فرزند «سیدمحمدصادق
صدر» است که در سال 1999 به دست عوامل صدام ترور شد.پدر بزرگش نیز در سال 1980 اعدام
شده است. علی رغم اینکه بسیاری از تحلیلگران
غربی مقتدا صدر را فاقد مشخصات لازم برای رهبری شیعیان می دانند، ولی در شرایط فعلی
از پشتیبانی قشر وسیعی از مردم عراق برخوردار است. طرفداران وی اغلب جوانان تنگدستی
هستند که فقر خویش را به اشغالگران، به ویژه آمریکا، نسبت می دهند. مقتدا صدر شرط کنار
گذاشتن مشی مبارزه علیه اشغالگران را بیرون رفتن آنها از عراق می داند. او نفوذ زیادی
در میان عشایر دارد. مقتدا از میان جوانان، سپاهی تحت عنوان «جیش المهدی» راه اندازی
کرده است. او مسائل عراق و فلسطین را مرتبط و مشترک اعلام می کند و از این طریق، خود
را در صحنه کشورهای عربی قرارمی دهد. همچنین خود را حامی حماس و حزب الله معرفی کرده
است. مقتدا صدر با این ویژگی ها ، حمایت قشر عظیمی از ناراضیان سنی، به ویژه در فلوجه،
را نیز به خود جلب کرده است. به طور کلی مشخصه این جریان عبارت است از :
الف : مخالفت با اشغالگری امریکا و حرام دانستن هر
گونه مماشات دراین زمینه .
ب: عدم مخالفت با سایر جریان های شیعی .
ج : اعتقاد
به اینکه شیعیان باید به صورت یک کل تجزیه ناپذیر حفظ شوند .
ه : با جمهوری اسلامی ایران رابطه ویژه ای دارد.
د : داشتن پایگاه اجتماعی قابل توجه در بین مردم شیعه
و حتی اهل سنت عراق .
2- جریان معتدل : جریان معتدل شیعه به گروه هایی اطلاق می شود که سعی دارند از
طریق مکانیسم های مسالمت آمیز و مذاکره و با استفاده از ظرفیت های مدنی، اهداف خود
را پیش ببرند. مهمترین جریان معتدل در عراق «مجلس اعلا» و «حزب الدعوه» هستند. اکنون
این دو تشکل مهم در کنار یکدیگر، برای آینده عراق به همکاری می پردازند و به عنوان
دو حزب منظم و با قدرت در ساختار سیاسی عراق حضور دارند. مجلس اعلا اعتبار شهید آیت
الله «سیدمحمد باقر حکیم» و پدر ایشان، مرحوم آیت الله «سیدمحسن حکیم» و حزب الدعوه
اعتبار شهید «سیدمحمدباقر صدر» را با خود دارند. در حال حاضر این تشکل با رهبری «سیدعبدالعزیز
حکیم» نقش برجسته ای در ساختار سیاسی عراق دارد. ویژگی های اصلی این جریان عبارت است
از:
الف: دارای پایگاه
اجتماعی گسترده در میان شیعیان عراق است.
ب: ارتباط بسیار تنگاتنگ
با مرجعیت شیعه، به ویژه حضرت آیت الله سیستانی دارد.
ج: این جریان سعی داردبا
بهره گیری از ظرفیت های مدنی و مسیرهای سیاسی، جایگاه شیعیان را ارتقا دهد.
ج : با جمهوری اسلامی ایران دارای روابط بسیار حسنه ای
است.
3- جریان لائیک : رهبری
این جریان را ایاد علاوی بر عهده دارد ، وی عنصری است سکولار و به اعتدال در عرصه
سیاسی عراق شناخته شده است. شیعه وبعثی بودن
او باعث شد که به نوعی سمبل اتحاد شیعیان لائیک و سنی در عراق باشد. اکثر جریانات قومی،
مذهبی و سیاسی مخالفت جدی با اونداشته اند، وی در پایان جنگ، ازمعدود افرادی بود که
با اقدام نیروهای ائتلاف در انحلال حزب و ارتش عراق مخالفت کرد و آن را باعث افزایش
هرج و مرج دانست. اعتراض شدید او به حمله گسترده ارتش آمریکا به فلوجه نیز موجب افزایش
نسبی محبوبیت او در بین مردم شد. مختصات مهم جریان لائیک عبارتند از:
الف: پایگاه اجتماعی
گسترده در میان مردم عراق ندارد.
ب: دنباله رو سیاست
های راهبردی آمریکا در عراق است.
ج: با جریانات شیعی
اصیل ستیز دارد.
د: مخالف ارتباط عراق جدید با جمهوری اسلامی ایران
است .
ر: با همسایگان عرب
سنی در منطقه هم صدا است.
ز: با مرجعیت عراق
ارتباط ندارد.
حضرت آیت الله العظمی
سید علی سیستانی : پس از وفات آیت الله «خوئی» آیت الله سیستانی
مرجعیت اسلامی شیعیان عراق را برعهده گرفت. ایشان در حال حاضر چهره بانفوذ حوزه های
علمی شیعه در این کشور محسوب می شود ، حضرت آیت الله سیستانی به عنوان متنفذترین
شخصیت تاثیر گذار شیعه در عراق با مواضع متین خود امریکا را وادار نمود که نسبت به
اصلاح طرح انتقال قدرت به مردم عراق اقدام کند. وی همچنین ، در دیدار با «جلال طالبانی»
رئیس جمهور عراق، عنوان کرد: ما با ایجاد یک نظام دموکراتیک و مردم سالار در عراق مخالفتی
نداریم، بلکه بر ضرورت ایجاد چنین نظامی تاکید هم می کنیم .
ب
: جریانات سنی کردی
به لحاظ قدرت تشکیلاتی،
گروه های کرد دومین حوزه قدرت سیاسی عراق را شکل می دهند، قدرت آنها به ویژه از آن
جهت است که در یک حوزه جغرافیایی مشخص مستقر هستند. با برخورداری ازمنابع شمال عراق
و حمایت نظامی آمریکا، از عمده ترین وموثرترین نیروهای سیاسی عراق به شمار می روند.
با این همه، کردها نیز از لحاظ درونی از وحدت وهمبستگی کامل برخوردار نیستند و میان
آنها رقابت های سیاسی و ایدئولوژیک بر سر قدرت به چشم می خورد، به طور کلی، طیف های
سیاسی کرد را در سه جریان اصلی می توان تقسیم بندی کرد:
1- جریان های سنتی
قبیله ای حزب دموکرات کردستان
2- نیروهای چپ گرای
سوسیالیست کرد اتحاد میهنی کردستان
3-نیروهای اسلام گرای
کرد جنبش اسلامی کردستان عراق
1-جریان های سنتی-
قومی کردی : این جریان که به نوعی قوی ترین و با
نفوذترین جریان سیاسی عراق به شمار می رود، در حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری
«مسعود بارزانی» پسر «ملامصطفی بارزانی» رهبر سابق حزب تجلی یافته است. حزب دمکرات
کردستان کنترل بخش مهمی از کردستان عراق را در دست دارد و مرکز فعالیت آنها در استان
اربیل است و در سالهای دهه 1990 توانست نوعی دولت خودگردان در شمال عراق به وجود آورد.
2-نیروهای چپ گرای
سوسیالیست کردی : نماینده اصلی این جریان را اتحادیه میهنی
کردستان عراق به عهده دارد. که توسط «جلال طالبانی» رهبری می شود. اتحادیه میهنی در
سال 1975 به دلیل ایدئولوژیک از حزب دمکرات کردستان عراق منشعب شد. اتحادیه میهنی از
سوی جریانهای کوچک چپ گرای کردی مانند حزب زحمتکشان حمایت می شود ، استان سلیمانیه
عراق منطقه نفوذ این حزب به حساب می آید .
3-نیروهای اسلام گرای
کرد : اسلام گرایان
کرد در واقع بیشتر در سال های دهه 1990 در صحنه سیاسی عراق ظاهر شده اند. اولین گروه
اسلام گرای کرد به نام جنبش اسلامی کردستان عراق در 1986م، توسط شیخ «عثمان عبدالعزیز»
بنیانگذاری شد. علاوه بر جنبش اسلامی گرای کردستان عراق، جنبش های اسلام گرای دیگر
نیز در منطقه کردی فعال بوده اند برخی از آنها عبارتند از: حزب الله انقلاب کرد ،به
رهبری شیخ «ادهمه بارزانی» پسر عموی «مسعود بارزانی» و اتحادیه اسلامی کردستان به رهبری
«صلاح الدین محمد بهاالدین» ، منطقه نفوذ این جریان حوزه جنوبی کردستان عراق به ویژه
حلبچه است . خصوصیات جریان های کردی عبارت
است از:
1-نوعی علقه های عاطفی
بین رهبران کرد و نظام جمهوری اسلامی ایران وجود دارد.
2-کردها در مقایسه
با سایر گروه ها، مناقشه ای با شیعیان ندارند .
ج
: جریانات سنی عربی
مجموع فعالیت های جریان
سنی در صحنه عراق را می توان، این گونه آرایش بندی کرد:
1- جریان معتدل: این جریان
سعی دارد با حضور در پارلمان و حکومت، امتیازات مربوط به اهل تسنن در عراق را افزایش
دهد. این گروه خود را با سیاست های کشورهای همسایه همراه ساخته تا با فشار بر آمریکا
و شیعیان موقعیت خود را نسبت به وضعیت موجود متحول سازد.
2- جریان سلفی تکفیری:
این جریان عمدتاً عملیات خود را چه در عرصه حکومت و چه در عرصه دفاع و چه
در عرصه مردمی متوجه شیعیان کرده و دنبال است که با آشوب در عراق ، موازنه موجود در
عراق را به نفع اهل تسنن تغییر دهد. این جریان از حمایت معنوی و گاه مادی برخی رژیم
های عرب برخوردارند. شبه نظامیان سنی در عراق در قالب گروه ها و سازمان های مختلفی
شکل گرفته اند که عمده ترین آنها عبارتند از :
-سازمان جهادالقاعده
در سرزمین راندین (ارتش اسلامی در عراق)
-ارتش انصار سنی (جبهه
اسلامی مقاومت عراق)،
-جبهه ملی قومی، اسلامی
در عراق (مجلس شورای مجاهدین)،
-مقاومت اسلامی ملی
(مناصر و اهل سنت)
-ارتش عمر (جنبش اسلامی
مجاهدین)،
-هیأت دعوت ارشاد و
فتوی (ارتش مجاهدین)،
3- جریان بعثی : «اگرچه در درون جریان
بعثی ممکن است شیعیانی هم وجود داشته باشند، اما عمده اعضای این جریان را اهل تسنن
تشکیل داده و به جهت علقه های سازمانی که به حزب بعث داشته اند، در صدد بازگرداندن
عراق به وضعیت قبل از اشغال هستند.
متغییر
های اثر گذار بر نا آرامی های قومی مذهبی در عراق
متغییر های اثر
گذار بر تنش های قومی و مذهبی در عراق به دو طیف داخلی و خارجی تقسیم می شود ،
متغییر های داخلی همان تنوع و عدم تجانس مذهبی و قومی است که در قالب جریان های
کردی ، ترکمنی ،عربی و شیعی و سنی در سطور
قبل بدان ها پرداخته شد که د رذیل بدان ها به صورت تیتر وار بدان ها اشاره می گردد
.
الف
: متغییر های داخلی
متغییر های داخلی
تاثیر گذار بر تنش های قومی و مذهبی در عراق، در حقیقت خواسته قومیت ها و مذهب است
که در سطور قبل به این طیف ها و فعالیت های آنها
پرداخته شد ، علی ایحال جریان های تاثیر گذار که به عنوان متغییر داخلی می
توان به آنها اشاره نمود عبارتند از :
1. جریانات سیاسی ، قومی
کردی
2. جریانات سیاسی، قومی
عربی
3. جریانات سیاسی ، قومی ترکمنی
4. جریانات سیاسی ، مذهبی شیعی
5.
جریانات سیاسی ، مذهبی
سنی
ب
: متغییر های بیرونی
1. قدرت های فرامنطقه
ای شامل ، امریکا ، کشورهای اروپائی
2. کشورهای منطقه ، شامل ایران ، ترکیه و عربستان
3. اسرائیل
متغیر های بیرونی
تاثیر گذار بر مسائل قومی ومذهبی در عراق به سه طیف تقسیم می شود ، اول کشورهای
فرامنطقه ای مانند امریکا که به عنوان قدرت هژمون ، خود را محق به دخالت در مسائل
داخلی عراق با هدف حفاظت از منافع خود و کشورهای همپیمانش می داند ، امریکا به عنوان تاثیر گذار ترین کشور تاثیر
گذار در دهه اخیر ، منشاء تحولات اصلی ، تنش های قومی و مذهبی در عراق به شمار می
رود ، کشوری که بر اساس قطع نامه 1441 سازمان ملل بدون توجه به خواسته جامعه جهانی
و فراتر از تصمیمات شورای امنیت و به صورت یک جانبه حمله به عراق را آغاز نمود و باسرنگونی حکومت بعث این
کشور را به اشغال خود در آورد ، قبل از
حمله امریکا به عراق ،اگر چه صدام به عنوان فردی دیکتاتور و ناقض حقوق بشر ، عامل
اصلی داخلی تنش های قومی و مذهبی در عراق به شمار می رفت ، لیکن اقدامات یک جانبه
امریکا ، بدون توجه به خواسته جامعه جهانی
، عامل فرامنطقه ای عمده در نابسامانی های اخیر عراق به شمار می رود ، هر
چند که اقدام امریکا در نهایت منجر به ایجاد دولتی با مشارکت مذاهب و قومیت ها
گردید ، اما جریان های مذهبی سنی به عنوان طیفی که تحرکات امریکا ،دامنه قدرت آنها
را محدود نمود به عامل اصلی درگیری ها و
تنش ها در سالهای اخیر تبدیل شده اند.
کشورهای اروپائی
به ویژه انگلیس نیز به عنوان کشوری که ظهور عراق جدید ، زائیده اندیشه توسعه طلبانه این کشور بود ،
کماکان خود را محق به حضور در عراق و حفاظت از منافع کهن خود درمنطقه میدانند ،
لذا بخشی از تحولات قومی عراق از ابتدا تا کنون ناشی از برنامه ریزی های این
کشورها است .
اسرائیل کشوری
دیگری است که با تفکر صهیونیستی توسعه طلبانه از نیل تا فرات خود ، هیچ گاه حاضر به
پذیرش عراقی قدرتمند ومتحد نیست ، لذا به هر طریق ممکن ، اعم از بهره گیری از
ابزار های منطقه ای و ابزار های فرامنطقه ای خود اوضاع عراق را رصد می نماید
و برنامه هایش را متناسب با اهدافش به پیش می برد ، ابزار های منطقه ای این رژیم
قومیت های عراق هستند که نفوذ در قوم کرد
با بهره گیری از جریان های یهودی کردی مهمترین شیوه تاثیر گذاری این رژیم بر
تحولات عراق است ، ارتباط جریان های کردی
با رژیم صهیونیستی سابقه ای دیرینه
دارد و به دوران حکومت پهلوی در ایران بر می گردد ، زمانی که سرویس های
اطلاعاتی ایران ، اسرائیل ، ترکیه و روسای
قبائل کردهای شمال عراق ، تحت عنوان توافق
سری توافق نمودند، به عنوان کشورهای حائل بر سرزمین عربی با هدف محدودسازی کشورهای
عربی همکاری هایی را با هم داشته باشند ،
اگر چه با سرنگونی رژیم پهلوی و تغییرات ژئوپلتیک در ساختار منطقه این توافق چند جانبه از بین رفت ، لیکن اسرائیل
به طور یک جانبه حضور و نفوذ خود را در بین کردهای شمال عراق حفظ نمود و امروز
سرویس های اطلاعاتی کردی مانند زانیاری و پاراستین ارتباطات و تبادل اطلاعاتی خود را بارژیم صهیونیستی ،حفظ و گسترش داده اند ، و این رژیم نیز حضور فعال و
حتی آشکار در منطقه خودمختار کردستان عراق دارد .
در بین کشورهای
منطقه نیز می توان از ایران، ترکیه و عربستان به عنوان دو قدرت منطقه ای که هر یک
به نمایندگی از یک جریان مذهبی و قومی ،منافع طیف همراه خود را در حاکمیت عراق
دنبال می نمایند نام برد ، جمهوری اسلامی
ایران به عنوان بزرگترین همسایه شرقی عراق ضمن اینکه متاثر از تحولات داخلی عراق
می باشد ، علاوه بر مشترکات ، تاریخی ، قومی و فرهنگی ، باید منافع تعریف شده خود
را در عراق دنبال نماید ، به ویژه که به لحاظ مذهبی نیز با 70 % از مردم شیعه عراق
وجه مشترک دارد .
عربستان نیز علاوه
بر پیگیری اهداف و منافع مبتنی بر مذهب و قومیت خود در عراق ، با تکیه بیشتر بر
منافع مذهبی دنبال است که از کاهش دامنه
قدرت اهل تسنن در عراق بکاهد و از توسعه قدرت جریانهای شیعی در عراق بکاهد ، ترکیه
نیز به دلیل سیاست های جدائی طلبانه کردها ساکن در آن کشور ، سعی دارد که با گسترش نفوذ خود و حمایت
از ترکمن های شمال عراق ، به نحوی از تسری مسائل کردی عراق به داخل ترکیه جلوگیری نماید
و حوزه قدرت خود را به منطقه کردی بکشاند تا
بتواند این طیف جدائی طلب را مهار سازد ، درمجموع ، این رویکرد ها منجر به سیاست
گذاری هائی شده که عراق را با چالش جدی مذهبی و قومی مواجه ساخته ، به نحوی که اگر
اراده ملی مردم عراق بر اینگونه سیاست گذاری های غلبه ننماید ،دامنه این تنش ها و ناهنجاری ها در عراق گسترش
خواهدیافت و آرامش به رویائی برای این ملت تبدیل خواهد شد .
کلام آخر :
عراق از ابتدای
شکل گیری به عنوان کشوری واحد تحت تاثیر
سیاست گذاری های منطقه ای و فرامنطقه ای بوده است ، کشورهای منطقه مانند ایران ،
ترکیه و عربستان به دلیل مشترکات قومی ،مذهبی
به انحاء مختلف دنبال هستند سیاست ها و منافع خود را در عراق پیگیری نمایند
، دولت های فرامنطقه ای به ویژه امریکا نیز به دلیل موقعیت استراتژیک عراق و منافع
خود این کشور سعی در حفظ و توسعه نفوذ خود در عراق دارند ، در این فرآیند ، علاوه به منافع دولت های منطقه
ای و فرامنطقه ای ، تعدد اقوام و عدم تجانس مذهبی
ملت عراق ، اهرمی است که در زمان های مختلف ضمن افزایش تنش در عراق ، تسهیل
کننده سیاست گذاری های کشورهای دیگر بوده و در موفقیت این سیاست گذاری ها در عراق تاثیر
بسزائی داشته است ، علی ایحال، شرایط فعلی ایجادشده در عراق که در آن مذاهب و
قومیت های مختلف به صورت مشترک و به سهم
خود در حاکمیت حضور دارند ، به ویژه برای شیعیان و کردها ، فرصتی است تاریخی که
بایست برای تثبیت دموکراسی در عراق وحفظ
تمامیت ارضی کشورشان از آن استفاده نمایند و با پرهیز از اختلافات غیر اصولی زمینه
حضور و نفوذ زیادی خواهانه کشورها را کاهش دهند، البته حفظ منافع کشورهای منطقه که
دارای مشترکات دیرینه قومی ، فرهنگی هستند
بایست در سیاست گذاری های عراق با حفظ استقلال و تمامیت ارضی این کشور رعایت گردد .
فتحی
منابع :
1- درایسدل ، الاسدایر
، اچ بلیک ، جرالد ، 1386 ، جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال افریقا ، دره میر حیدر ، تهران ، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه
.
2- تقی پور ، محمد تقی ، 1383 ، استراتژی پیرامونی اسرائیل
، تهران ، موسسه مطالعات و پژوهش های
سیاسی .
3- احمدی ، حمید ، 1388 ، ریشه های بحران در خاورمیانه ، تهران
، انتشارات کیهان .
4- (اسمیت آنتونی ،منابع
قومی ناسیونالیسم ،فصلنامه راهبردی ، سال اول ، پیش شماره اول / 1377 /ص 186)
5-
سایت http://www.siasatema.com
، مقاله رضا ذبیحی
6-
سایت http://www.hawzah.net/ مقاله:
مجله مکتب اسلام، شماره 4 (سال 84)، گلی زواره، غلامرضا؛
7- عراق پس از صدام و بازيگران منطقه اي – پژوهشكده تحقيقات
استراتژيك ؛ گروه پژوهش هاي سياست خارجي – 1387
8- نگاه اعراب به ايران ؛ گفتمان ها و رويكرد ها – عباس نجفي فيروز
جايي – معاونت
پژوهشي دانشگاه آزاد اسلامي – 1388
9- سياست خارجي قدرت هاي بزرگ و اصلاحات در
خاورميانه – پژوهشكده
تحقيقات استراتژيك ؛ گروه پژوهش هاي سياست خارجي – 1387
10- كتاب خاورميانه 7 ( ويژه تحولات عراق ) – موسسه فرهنگي
مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر تهران - 1388
11- گیتاشناسی کشورها، ص
204 و اوضاع معاصر کشورهای اسلامی، ص
65-64 و تاریخ سیاسی عراق، ص 54-53.
12- روابط عراق و کویت، اصغر وجدانی ولدانی، دفتر مطالعات سیاسی
و بین المللی، ص 5-4.
13- تشیّع و مشروطیّت در ایران، دکتر عبدالهادی
حائری، ص 175-171.
14- عبدا... خانی، علی(1386)، کتاب آمریکا 2(ویژه سیاست های
امنیتی ایالات متحده در عراق)، تهران، انتشارات مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات
بین المللی ابرار معاصر تهران، ص 207.
15- واعظی،محمود،(1388) ایران و اعراب، تهران: مجمع تشخیص مصلحت
نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک، صفحه 65
16- تیموری،رسول، تحولات عراق پس از سقوط صدام و تأثیر آن بر
امنیت ملی ایران، (رساله کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران،
1387): صفحه 112
17- قزوینی حایری، یاسر(1387)،تحولات عراق از سقوط صدام تا تصویب
قانون اساسی، ریشه ها و ساختارها،رساله کارشناسی ارشد، دانشکده ادبیات و علوم
انسانی دانشگاه تهران، ص 202
18- سرویس بین المللی تابناک،"آخرین اقدامات و
رایزنی ها برای تعیین نخست وزیر عراقی" ، تابناک، 19اردیبهشت 1389 قابل دسترسی در:
19- برزگر، کیهان (1386)، سیاست خارجی ایران در عراق
جدید،تهران، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک، 1386: 108
20- سرویس بین الملل آفتاب،"علاوی ایران را
متهم به دخالت در انتخابات عراق کرد."،آفتاب، 11 فروردین 1389