سیمای تو نشانی ماندگار از خورشید است

به گذشته که بر می گردم ، نه خیلی دور ، شاید 20 یا 30 سال قبل ،  زمانی که کوچه های ده زیبایمان سرشار از همهمه ی جوانان از مزرعه برگشته بود ، تو را می دیدیم که با چهره ای جوانتر ، راسخ و استوار و خسته از غوغای کار  و تلاش در مزرعه به ونک برمی گشتی ،  به خودم امید می دادم که باید تلاش کرد ، امید داشت و پاک زندگی کرد ، امروز عکسی از شما بزرگ مردان بی ادعا را دیدم ،  دو باره مرا برد به سالها قبل ، هنوز هم احساس و عاطفه از رخسارتان می بارد ، با دیدن عکس هایتان ، احساس می کنم در کوچه های ونک ، بر آفتاب به داستان های دلنشینتان گوش می دهم ، هر چند فرسنگ ها فاصله دارم  .  ماندگار باشید و با عزت پیرمردان ، جوان دل سرزمین خوبم .

با تشکر از سایت ونک نیوز که این عکس را به نمایش گذاشته است .

 

دریابیم دردها را

دیـشب گـرسنه بود

دختـری که مُرد...

و

چه آسان به خاک سپردیمش

راستی

زیارتش قبول...!!!

همسایه اش

دیشب از مکه بازگشت

سفر نوزدهمش بود  !!!



ونک نگین زاگرس -  همیشه جاری است نام تو در شریان ذهنم

دیشب ای دوست دلم جاری بود

پشت کوهای بلند

پی غوغای گل و باد و گون 

بی قراری می کرد

برف  هم می بارید 

کفش های کودکی ، هنوز 10 سال از پاهایم بزرگتر بود .

تن من با سرما رفاقت داشت .

گاهی از شوق رفاقت

کز می کردم

پشت دیوار بلند یک دوست 

کوچه خاطره ام ابری بود 

مه زیبایی وسعت دید مرا می افسرد

من غزل ها  دارم

از تو و کهسارت

از تو و چشمه وبوی علف و شبدر تابستانت

سرزمنیم

ونک زیبایم

در هیاهوی مه و نور به تو دل بستم

و همیشه جاری است

یاد تو در شریان ذهنم